خواب پانزدهم - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 11 فروردین 1390 @ 23:46

خواب پانزدهم

مهندسان اروپایی که به کشورهای خاور میانه سفر می کردند را تذکر می دادند که چنانچه مردمان و خاصه مردهای کشورهای عربی بیش از حد به شما نزدیک شدند این را به حساب نظرات سو ژنسی واریز نکنید و از مختصات فرهنگی این کشورهاست .در برابر از نزدیک شدن و شیطنت های ژنسی در برابر زنان این کشور ها خودداری کنند که حرکت بر لبه تیغ فرهنگی ست.پیش از انقلاب هم برای امریکایی های ساکن در خاک ایران دفترچه هایی نوشته شده بود که المانهای فرهنگی ایران را برایشان توضیح می داد.برای زنانشان نوشته بودند که در برابر مردان ایرانی کمی صبورتر باشند و نگاه متداوم ایشان به بر و بازو را تحمل کنند که عادت دارند و ترک عادت لابد موجب مرض


در زبان بدن - در هر فرهنگی - متخصصان توضیح می دهند که برای پیشرفت و پیشبرد کارها چه باید کرد.برای مثال نوعی لباس در یک کشور حکم چراغ زدن برای مردان در حال عبور است که یعنی :"من آماده ام از برای تو "در کشوری دیگر عین همان لباس و رفتار حرکتی عادی تلقی می شود.عرف و هنجارهای اجتماعی که بسیار کند نسبت به زمان تغییر می کنند برای مردم آن جامعه روشن می کنند که چه نوع رفتاری باید نشان بدهند.در کشورهایی اروپای شمالی یک نوع لباس و رفتار نجابت تلقی می شود،در کشورهایی نظیر پاکستان همان حرکت آدرنالین خون خروس ها را زیر و رو می کند.


 عید نوروز اگر هیچ ارزشی نداشت به شخصه برای من دشواری هایی از این دست را روشن تر کرد.از ماکزیمم ها و مینیمم ها در رفتارها بگذریم،عده ای که از لحاظ فرهنگی در این میانه هستند همچنان سر در گم اند.دو نفر را می شناختم با ظاهر بیرونی شبیه به یکدیگر که یکی از انها مومن و نمازخوان بود و دیگری رسما روسبی.وقتی پوشش را حکومت تعیین کند و مشخص کند که هر کسی چه چیزی باید بپوشد و چه نپوشد،دشواری هایی از این دست رخ نشان می دهد.بحث در اینجا به هیچ عنوان بر سر حجاب و خوب و یا بد بودنش نیست.مشکل این است که ظاهر و پوشش افراد مشخص می کند که در برابرشان چه رفتاری باید کرد.وقتی ذهنیات و عقیده افراد در یک جامعه کاملا یکسان نباشد،یکسان بودن ظاهر افراد به دور عقلانیت است.اگر نوعی رفتار و یا پوشش ارزشی عقلانی و یا اخلاقی داشته باشد،زمانی که همه بدان اجبار شدند اعتبار خود را از دست می دهد و به حرکتی ضد خود بدل می شود.اینکه وقتی نظامی نامشروع بر روی آن تاکید کند،عملا جامعه بر ضد آن حرکت می کند پیشکش.فعلا که هر چه پیش می رود تنظیم اینکه در برابر هر کس چطور باید برخورد کرد دشوارتر می شود.بعید می دانم چنین چیزی ریشه در عناد ذاتی من با دست دادن داشته باشد.