سی و دومین خواب - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
جمعه 20 خرداد 1390 @ 00:14

سی و دومین خواب

در زمان حکومت رفیق استالین بر شوروی،تعداد زیادی روزنامه مانند قارچ در فضای مطبوعاتی به پشتوانه دولت سبز می شدند.جنس و نوع کلمات گرچه متفاوت بود و صورت های مختلفی به خود می گرفت،ولی محتوا بیش و کم یکی بود:فلاکت در دنیای سرمایه داری و خوشبختی در بهشت کمونیستی.با ظهور گورباچف و دوستان و در ادامه،  چپه شدن رژیم حاکم،کم کم بساط این دست روزنامه ها برچیده شد.نقل است که  تازه در زمان تنگ دستی در کشور های حاصل از فروپاشی بود که برخی از این روزنامه ها کارکرد راستین خود را نشان دادند،جای دستمال توالت را در مبال ها گرفتند،اگر در شست و شوی مغزی ناکارآمد بودند در گونه دیگری از شست و شو موفق ظاهر شدند و  در عوض در تمیز نگاه داشتن ابنا بشر کارآمد بودند




هاشم آغا جری که عمری در نوشتن مقالات پیرامون نبوت مشغول بود،پس از سخنرانی کوتاهی در سال 81  پیرامون پروتستانیزم اسلامی به اعدام محکوم شد.در این میان سنگین ترین توپخانه را روزنامه کیهان راه انداخته بود که به قلم حسین شریعتمداری منصف آتش گسترده ای را بر روی او گرفته بود.پس از کشاکشی نسبتا طولانی کیهان این گونه تیتر زد:"آغا جر زد"


تکیه کلام آغا به دو جهت بود:نخست اشاره به نام فامیلی او و دیگری - و به گمانم اصلی - تکیه کلامی چال میدانی که هنوز هم کار آمد است.

...


یک هفته از فوت عزت الله سحابی و دخترش می گذرد و هنوز فضا آنچنان سنگین  است که هیچ روزنامه ای جرات پردازش مستقیم بدان را ندارد.امروز که «مهرنامه» را خریدم،دیدم که عکس عزت الله سحابی را بر روی جلد کار کرده با عنوانی قابل تامل:جشن نامه ای به مناسبت روز تولد اش.در واقع عکس روی جلد صدای بغض سنگین افرادی از جنس ماست که نمی توانیم صدایمان را به جایی برسانیم.


می گویند که آدم عاقل کسی ست که از تجربیات خود درس بگیرد و عاقل تر کسی که از تجربیات دیگران درس بگیرد.شاید برای کسانی که دستی در کار دارند و انبساط فضا می تواند سوغات ایشان برای مردم باشد بهتر باشد که کمی باز بودن ساختگی ایجاد کنند تا این طور احساس خفگی نکنیم،وگرنه دور از ذهن نیست که در زمانی نه چندان دور روزنامه گان وطنی کارکردی نظیر همتایان روسی خود داشته باشند.


پ.ن:صبح رفتم و ساعت 11:31 دقیقه رسیدم خانه.بی اغراق.کم بودنم را به این حساب واریز کنید