سی و سومین خواب - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 24 خرداد 1390 @ 23:15

سی و سومین خواب

سپاسگزارم آقا


غالبا کرایه را همان ابتدای نشستن می پردازم و خودم را از شر تماس بیشتر با پول های نکبتی خلاص می کنم.من راضی،راننده راضی،(انشاالله) خدا هم راضی.دیروز اما برای نخستین بار ،در این مدت ِ طویل ِسیر با خط یازده بود که راننده ی ِ تاکسی از لفظ سپاسگذارم استفاده  می کرد.


سپاسگذارم خانم.این دویستی که شما داده اید قدری نحیف است،امکانش هست تعویضش کنید؟


وقتی دختر خانمی بعد از من کرایه را می پردازد این طور به او پاسخ می دهد.شــَک ام گرفته که به طعنه این چنین سخن می گوید.کمی هم خنده ام گرفته.


مردم ما کمی بی حوصله شده اند،در برخورد با یکدیگر صبر و حوصله ندارند.نیکوتر این است که یاد بگیریم با صبر با یکدیگر برخورد کنیم.آقای سخن پارسی سعدی، در این مورد می فرمایند:...


شعری طولانی از سعدی میخواند.با استادی تمام.هم بر فن بیان مسلط است و هم بارز است محتوای شعر را  خوب مکیده که این طور با حظ می خواندش.دیگر تقریبا مبهوت شده ام که چطور ممکن است راننده ی ِ تاکسی این تسلط شگرف بر ادبیات فارسی را داشته باشد.کمی با او از شرایط اجتماعی سخن می گویم.در پاسخ ام می گوید:


ناامیدی و خستگی جوانان ما را فراگرفته است.من خود در خانه دو جوان دارم،هر دو خسته.نازشان می کنم خشمگین می شوند،منت شان را می کشم مایوس می شوند.نمی دانم با ایشان چه باید کرد.شرایط سختی شده.


کمی با او صحبت می کنم.متاسفانه مسیر کوتاه است.زمان پیاده شدن می گوید :در پناه خداوندگار،پیروز باشی


...


استعداد مسلم ادبیات،پشت فرمان در گرما در این خیابان ها... حیف نبود؟