چهلمین خواب - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 22 تیر 1390 @ 00:20

چهلمین خواب

اگر قضیه ی ِ «حس ششم»،رسما ً و علما ً کشک باشد،چاره ای نیست جز اینکه به وجود پنج حس رای داد و من در مقام یک ناظر بی طرف که بر کرسی قضاوت تکیه زده، در میان «حـــس» هایم،میزان قوت هر یک را این طور رتبه بندی خواهم کرد:بینایی،بساوایی،شنوایی،چشایی،بویایی.البته در اینکه شنوایی ام قوی تر است و یا بساوایی ،تردید دارم ؛ولی در اینکه ضعیف ترین حسم،قوای بویایی ست شکی در کار نیست.


اما همین قوه ی ِ بویایی هم سختی های زیادی متحمل می شود.قبول دارم که در گرمای هوای بالای چهل درجه سانتیگراد،توقع اینکه مردم بوی تند عرق ندهند کمی نامنصفانه ست،ولی اینکه  مدام باید دست و دلت بلرزد تا بوی بد به مشامت نرسد قابل پذیرش نیست.سوار اتوبوس شدن خبر بدی ست و در همین اتوبوس ها ایستادن  مصیبت.کافی ست که بازوی بغل دستی  بالا رود و بوی ناز به مشام برسد و بینی رسما به فنا برود.گویی جماعت با حمام عناد ذاتی پیدا کردند.


در میان جماعت ایرانی،همیشه حرف از پاکیزگی در میان بوده و هست،اما کمیت اش در عمل می لنگیده.ورد زبان مسلمانان جمله ای ست با مضمون : «پاکیزگی نیمی از ایمان است» و میزان عمل شدن اش را در توالت های بین راهی سراغ گرفت.در مورد پاکیزگی و نظافت سخنرانی ها طویل می کنند و در عمل همین مردم از خلق نظم و پاکیزگی ناتوانند.به گمان من توصیه به نظافت و پند هایی این چنین یکسر باد هوا.اینکه یک عمل نیکو همچو میخی باشد که در سنگ نرود،می تواند ناشی از پریشان فکری ایرانی باشد که بین فکر و حرف و عمل اش دنیا تفاوت وجود دارد.اجماعی همه گیر وجود دارد که آنچه که در فکر می گذرد در حرف نمی گنجد و همین حرف در عمل و یک گفته نیک را باید در محدوده حرف جدی گرفت.خلاصه با این اوصاف گویا باید هم چنان  بوی گند زیر بغل را به بوی دهان جماعت اضافه کردباشد که خود در گروه « بــــودَهین» نباشیم.


آمین