پنجاه و پنجمین خواب - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
شنبه 9 مهر 1390 @ 23:57

پنجاه و پنجمین خواب

دایره ساختنی های ِ سوختنی ِ بشری آن چنان وسیع است که حتی بعید به نظر می رسد  بر فرض شدن،کسی و یا گروهی حال و تاب چنین چیزی را داشته باشند که یکایک نام آنها را ذکر کنند.من اما از تمام این سوختنی ها باقی را قلم می گیرم و تنها به یکی از آنها اشاره می کنم:"دفترچه خاطرات" یا برای ِ من "گفت و گو های تنهایی".


همین چند روز پیش بود که جلد سوم "گفت و گو های تنهایی " را به باغ ِ شوی ِ خاله بردم و ضمن قرار دادن مقادیری چوب و برگ و علف هرز خشک شده،به یک کبریت مهمانش کردم و پس از دقایقی جز خاکستری از آن نماند.شاید دلیلش را می توان این گونه فرض کرد که حاضر نبودم بخشی از وجودم را که حاضر به فراموش کردنش هستم را در لا به لای اوراقی جای بگذارم.گزک به دست دیگرانی داده بشود و یا بخشی از خودم احیا بشود.


هر چه بود از سوزاندنش در حال پشیمان نیستم،هر چند گمان می کنم که ایام پیری بدم نمی آید که بخشی از دست نوشته های ایام جوانی را مرور کنم؛حالا کو تا پیری بر فرض زنده ماندن.


قصد سوزاندن هر سه جلد اش را سال گذشته داشتم.یکی از دوستانم می گفت که به او بدهم و او نوشته هایم را بخواند.پیشنهاد بدی نبود،هر چند که دادن دل-نوشته ها و ذهن - نوشته ها ایام تنهایی بد جوری پته آدمی را میریزد روی آب.


حالا دو ماهی می شود که دست نوشته های دیگری را از نو شروع کردم.به سیاق هزار صفحه سابق نیست.در آن کمتر نوشته های احساسی  دیده می شود و از مسائل کلی خبری نیست.می خواهم نگاهش دارم و ببینم در آینده خود ِ امروزی ام را چگونه در می یابم.


این روزها مسائل مهم برای فکر کردن کم نیستند،یکیش:جلد های اول و دوم "گفت و گو های تنهایی " را کی و کجا سقط کنم؟


http://s2.picofile.com/file/7150405478/%D8%B9%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%AA_%D8%AF%D9%81%D8%AA%D8%B1%DA%86%D9%87_%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA.jpg