شصت و هفتمین - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 14 آذر 1390 @ 17:19

شصت و هفتمین

اینکه چگونه و مهم تر از آن،کــــِــی می میریم برای خودش می تواند مسئله ای بغرنج و البته هولناک باشد،اما برای بسیاری اینکه کجا هم دفن می شوند مسئله ی ِ مهمی ست.در وصیت نامه های بسیاری از کهنسالان ذکر شده که در کجا  دفن شوند:نظیر صحن امام زاده ها و یا گورستان خاصی و یا حتی آرامشگاههای فامیلی.


در مورد اول لابد طمع ماسیدن ثواب است که البته الباری التعالی الاعلم،در مورد دوم تجربه خوب مرحوم یا مرحومه مطرح است و در مورد سوم احتمال رضایت زایرین قبور،با یک تیر برای چند نفری یاد و خاطره زنده کنند.

بنده هم به زعم خودم خیال پردازی های قابل توجهی در این زمینه کرده ام،چگونه و کـــِــی مردن را.ولی در مورد اینکه تن آدمی دفن شود و برود زیر خاک راستش خیلی زورم می آید.


زمانی  دور خیال پردازی می کردم که چنانچه جان شیرین از کف رفت،جسم باقی مانده را در یکی از دریاهای شمالی و جنوبی رها کنند ! بعد ها به این فکر افتادم که رفتن می تواند به نوبه خود دردناک باشد و دنگ و فنگ هایی پس از رفتن از این جنس می تواند دردناک تر از اصل قضیه ! کم کم خیال پردازی از این دست را رها کردم.


اکنون به این فکر می کنم اینکه پس از مردن،هر چه که کار خلق الله را راه می اندازد را پخش کنیم و کم ترین مقدار ممکن را به زیر خاک بفرستم،ولی  در برابر به زیر خاک فرستادن حتی ذره ای از وجودم احساس بدی به من دست می دهد،اینکه چطور این حجم عظیم از جماعت کلیه جوارح و جوانح بدن را بدون اینکه بین دیگران پخش کنند به زیر خاک می برند،خود دانند.لابد خورده شدن توسط باکتری ها و کرم ها را خوش تر می دارند !