هفتاد و چهارمین - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 8 دی 1390 @ 23:52

هفتاد و چهارمین

با یکی از دوستان شاعرم شرط بسته بودم که شعر "حجم"با "احمدرضا احمدی" آغاز شده و شعر "موج نو" با "یدالله رویایی"؛و او جدای از اینکه وارد شرط بندی شده از اینکه در حیطه تخصصی او شرط بندی صورت گرفته بسیار رنجیده بود.امشب که رسیدم خانه در دم رفتم و چک کردم و دیدم که هیهات بد اشتباهی رخ داده و در کارزار دو نفره رقابت را باختم،دمغ شدم.معمولا ً سعی می کنم با دقت متن ها را بخوانم و اگر ارجاع به متنی می دهم دقتی درخور داشته باشم،با باختن در این شرط تصویری که از خودم داشتم مخدوش شد،ضرر مالی هم که پیش کش.


روی هم رفته آدمی رقابت جو نیستم،مخصوصا ً اگر گمان برم که حریف رو در رو قدر تر از این حرف هاست که با هر حربه ای هم نمیشود حریفش شد،محترمانه به کناری می کشم و می گذارم قضیه ختم به خیر بشود،در دنیای حیوانات وحشی هم گوشت خواران ضعیف تر هم از درگیر شدن با بزرگتر ها خودداری می کنند و ترک میدان می کنند،حیوان ناطق اگر چنین توانی نداشته باشد که دیگر واویلاست.


اما اینکه آدم رقابت جو نیستم به این معنا نیست که کلا ً هر رقابتی در نظرم مذموم است،بلکه بر عکس،اگر از دوستان نزدیک من باشید می بینید که چگونه هر روز و حتی گاهی هر ساعت،بحث کـــَل و کـــَل بازی به میان است و بازنده بی نوا باید راهی شود و بیسکویت،چایی،نبات ،سیگار،نان سنگک،شکلات،شیرینی ویا هر چیز عیش و نوشی ای را بگیرد و بیاید.به هر حال به نظرم زندگی با این رقابت های کوچک بهتر است و شادمان تر،کمی پول از دست دادن کسی را بدبخت نمی کند،شاید تنها سبب شود که حواسمان بر روی حرف هایمان بیشتر باشد و یا بیشتر بیندیشیم،روی هم رفته تاثیرش خوش آیند است،نوعی دلخوشی کوچک.در هر صورت چنانچه این طرف ها کسی هست که در بازی های اتللو و یا پنتاگو  و بازی هایی از این دست صاحب ادعاست،بدم نمی آید کمی کل کل کنیم !