صد و بیست - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 23 مرداد 1391 @ 21:19

صد و بیست


یک:

ساعت یازده و چهل دقیقه شب است که بالاخره مترو می رسد به ایستگاهی که باید پیاده شوم.حالم خوب نیست،سر درد دارم و سرفه و حالت تهوع،چند بار در میانه ی ِ راه به تردید ماندم که ترمز واگن ها را بکشم یا گوشه ای بنشینم و خلاص،که به خیر می گذرد.در که باز می شود دو نفر پیاده می شویم،من و دختر بسیار بلند قامتی که آرایشی غلیظ دارد.راهمان در ظاهر جداست،او می رود سمتی و من به سمتی دگر.دربست می گیرم که سریع بروم خانه.در میانه ی ِ راه باز همین دختر را می بینم که منتظر ماشین است،دست بلند می کند،راننده نگاهم می کند،می پرسد: "سوارش کنم؟"،می گویم سوار کن.پانصد متر نرفته،دختر پیاده می شود و کرایه اش را می دهد و می رود.


دستم آمده که راننده می خواهد چیزی بگوید و منتظر است دختر برود.جوانی ست بسیجی گــون،ریش -مـــَند است و پیراهنش روی شلوار.رو می کند و میپرسد:


-"آقا دختری که این ساعت شب بیرون باشه خراب نیست؟"


مطمئن بودم این را خواهد گفت.


- "بهتره که فرض رو بر خوبی افراد بذاریم".


قدری خودش را جمع و جور می کند،و ادامه میدهد:


-"درسته ولی دختر سالم این موقع بیرون نمیاد."


حال و حوصله بحث کردن را ندارم.می خواهم به زبان خودش جمع و جورش کنم


- "به بیان اسلام هم برای اثبات گناهکار بودن هر کس به چهار تا شاهد عادل نیاز هست،داری؟"


دستم می آید که احساس می کند گیر افتاده و مانده بین گفته ی ِ اسلام از یک سو و عرف کدامیک را انتخاب کند.اولی را انتخاب می کند و می گوید:"راست میگی،شب قدری غیبت نکنیم و گناهای ِ مــردم را نشوریم،من که نمی تونم اثبات کنم،الله و اعلم" و دیگر ادامه نمی دهد.



***


دو:


چند ریشتر برای بیدار کردن قومی کفایت می کند؟پنج ریشتر؟شش ریشتر؟یا هفت به بالا؟


هر چند که ایران جزو زلزله خیزترین کشورهای دنیاست و به طور میانگین هر یک دهه،یک مصیبت شوم را از سر می گذراند،با این حد از تجربیات هولناک درس نمی گیرد و در همچنان بر همان پاشنه می چرخد:ساخته شدن تعدادی مستند،مصاحبه های مسئولین،تیتر روزنامه  ها و سایت های خبری و در نهایت گوشزد کردن حادثه در سالگرد وقوع آن... والسلام.دوباره روز از نو روزی از نو.در روزهای واقعه سخن راندن از «شانس» شاید قدری گزافه به نظر برسد،ولی شانس و فقط شانس است که زلزله های بزرگ در شهرهای بزرگ رخ نمی دهد،وگرنه با این سازه های لرزان ابعاد واقعه جهانی خواهد بود.


در زمانه ای که دانش ِ مهندسی،ساخت خانه های مقاوم با هزینه های قابل قبول را ممکن می بیند و می سازد،جان باختن عده ای مردم زیر خروار ها سنگ و گل و سازه های ِ بد ساخت،اندوه را دو چندان می کند.