136:پـــُـز فــَرسفی - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 2 آذر 1391 @ 21:27

136:پـــُـز فــَرسفی

هر چقدر هم که بر مغزم فشار می آورم نمی توانم معنای این چــــَــرند - گویه :" من شما رو دوست دارم،ولی از افکارتون نفرت داشته و بدان نقد دارم " را بفهم !.البته تردیدی نیست که بین «پندار» و «گفتار» و «کردار» می تواند کیلومتر ها فاصله باشد،این یکی را دست کم ایرانی ها به خوبی نشان داده اند،اما اینکه بین اندیشه و گفته و عمل آن چنان فاصله باشد که بتوان یکی را از شخصیت کنشگر گرفت و جداگانه وارسی کرد و از آن نفرت داشت و در عین حال کالبدی که محل آن است را دوست داشت دیگر از آن خالی بندی های ایرانی ست،خاصه آنکه با فیگور های روشن فکری و فــــَرسفی بیانش می کنند.


زمانی که می گویم  پاکستانی ها را دوست ندارم،بیشتر به خاطر وجه پراتیک رفتارشان است،به افکارشان دسترسی ندارم و آن چه می بینم کنشگر است و در دیار پاکــــــــــ ها که  مثل مور و ملخ تولید مثل می کنند و روزانه یکی دوجین انتحار می کنند هیچ جذابیتی برای خود نمی بینم.چنانچه همشهری ام باشند،تنها در صورتی که «اخلاق» در «حوزه عمومی» را بر جای بیاورند آنها را به رسمیت می شناسم و حاضرم از حقوقشان دفاع کنم و در صورت نزدیکی افکار ذهنی مان و دوری او از بسیاری از فرضیه های ذهنی اش می توانم با او حتی دوست باشم.اما اینکه افکار فردی را از شخصیت اش جدا کنیم و از آن نفرت داشته باشیم و در عین حال هم شخصیت فرد را دوست داشته باشیم از آن دسته رند بازی های ایرانی هاست.یا نمی دانند چه می گویند،یا حیلت به کار می بندند،شق ثالثی به ذهنم نمی رسد