143:جوگیریات - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 6 دی 1391 @ 22:30

143:جوگیریات

یکی از کلیشه ها که در مورد نت وجود دارد، می تواند این باشد :" اینترنت و وبلاگ نویسی از برای آدم های تنهاست و  می تواند سبب تنها شدن آدم ها  شود."


بخشی از آن می تواند واقعیت داشته باشد،اما تمامی اش نه.به تجربه دیده ام که چگونه همین فضای مجازی سبب شد که صمیمی ترین دوستانم را بیایم،نخست قدری رد و بدل شدن کامنت ها،پس از آن پیامک ها و بعد تلفن و در نهایت دوستی های صمیمی عینی.


اگر همین فضای مجازی در کار نبود چه بس بسیاری از جان های مشتاق از رو در رو شدن و به اشتراک نهادن فکر و احساسشان وا مانده بودند.نیمه پر لیوان به همان اندازه نیمه خالی جای مانور دادن دارد.به همین جهت باید قدر وبلاگ هایی را که سبب دوستی ِ افراد هستند و فارغ از اعتقادات و رویه های فکری متنوع،به مخاطبان ارج می گذارند را دانست.


برای من وبلاگی نظیر جوگیریات یک مستثنی ست،نه بدان جهت که پر بیننده است،که وب های بسیاری هستند که پربازدید هستند،به گمانم این حجم از درگیری یک بلاگر با مخاطبان خودش و جفت و جور کردن قرار های وبلاگی و حتی رفتار های خیریه در یک وبلاگ از آن دست وقایع بسیار نادر است.بابک اسحاقی از آن دست بلاگر هایی نیست که بر مخاطب منت بگذارد و یا خودش را به آب و آتش بزند تا مخاطب پیدا کند،کسی که او را بشناسد می داند که چنین آدمی نیست،او دوستی ها را ارج می گذارد و وبلاگش محله ی ِ دنجی ست که بسیاری از بلاگر ها را دور هم جمع می کند،نوعی کافه ی ِ وبلاگی بی ادعا.خلاف بسیاری از بلاگر های مدعی،حد خودش را می داند و در جایی که صلاحیتش را دارد نظر می دهد،در وقایعی شومی ِ نظیر ِ زلزله آذربایجان وبلاگش مکانی بود برای جمع کردن کمک های بلاگر ها و دریافتن اسیب دیده ها،بسیاری دیگر جز غر غر و یا دلسوزی قدم به پیش بر نداشتند،اینکه تعدادی به کلی سکوت کردند بحثی دیگر.


هر چند در مواردی با او اختلاف نظر ممکن است داشته باشم،اما شخصا ً او را دوست می دارم و این جدی بودن و درگیر بودن با مخاطبان،این که سبب دوستی بسیاری از افراد شده و اینکه در برابر بسیاری از مصیبت های اجتماعی و فردی دیگران سکوت نمی کند را پاس می دارم.


امیدوارم که چرخ جوگیرات هم چنان بچرخد و خود او هم چنان هم مجال و هم دل و دماغ در صحنه ی ِ وبلاگستان بودن را داشته باشد.