149:مخالف ِ عقیده ی ِ مخالف؟ - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 3 اسفند 1391 @ 01:08

149:مخالف ِ عقیده ی ِ مخالف؟

تصور کنید مردمی را که خورشید را می پرستند،برایش قربانی می کنند،قربان صدقه اش می روند و در برابرش دعاهای متفاوتی دارند،حال اگر زن و یا مرد دانشمندی از راه برسد و خورشید را در کانون مطالعات خودش قرار بدهد،با روشی که از  شیوه های ِ علم اوست،خورشید را کند و کاو کند و بگوید در مرکز منظومه شمسی ست و تعدادی سیاره به دورش می گردند و تنها یکی از ستاره های بزرگ کهکشان راه شیری ست و این خود یکی از فراوان کهکشان های موجود در جهان ست و...و دستاورد هایش را بیان کند،آیا توهینی به منتقدان ِ خورشید - پرستش کرده است؟


گمان نکنم.


موضوع شاید تسویه حساب با دوران نوجوانی خودم باشد،خود ِ اسبق و نه سابق،که هر زمان مخالفی و یا منتقدی گفتاری و یا جــُستاری می نوشت که در ردیه،نقد و یا حتی عدم انطباق با عقاید من بود،بیرق احترام به عقیده دیگران را بالا می گرفتم و چونان پیامبری خشمگین وارد میدان می شدم.


موضوع شاید نیم نگاهی هم به موضع مسلمین و مسلمات داشته باشد،آن چنان که من در کلیت ِرفتارهای مسلمانان دیده ام،هر وقت که کسی به دیدگاه و باورهایشان - که مورد تایید مومنین نیست - می اندازد سریع دست به کار شده و برچسب زدن و انگ زدن را آغاز می کنند،یا برچشب هایی نظیر ک.ــافر و مـ.ـرتد و دهـ.ـری و یا دست نشانده و بی اخلاق و بی تمدن و غیره.


وجه غالب ماجرا ظاهرا ً تاکنون چنین بوده ست: تکفیر و انگ زدن به ناموافقان فکری و یا ناباوران،بی آنکه محتوای فکری شان چندان جدی انگاشته شود.


پ.ن:در ادامه ی ِ دو متنی که خواندم می نویسم این پست را،[ اینجا] و [اینجا]

ناگفته مشخص است که این نوشته نه ردیه ای ست و نه تاییده،بلکه تداعی شده ی ِ همان دو پست