سی و هفتمین خواب - مترجــم دردها
X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
یکشنبه 12 تیر 1390 @ 22:41

سی و هفتمین خواب


http://s1.picofile.com/file/6901024144/%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86.jpg


در هجمه کسانی که به کار و صاب کار فوحوش می دهند،حرف زدن از رضایت شغلی احتمالا  ًحسادت برانگیز است،خاصه آنکه که با کسانی همکار باشی که دوستان قدیمی ات هستند،علایق مشترک دارید و فضا فکری و کاری سالم است.می توانی سلیقه موسیقیایی و کتاب خوانی و اطلاعات ادبی و... را به سرعت رشد دهی.


اما همه اش این نیست.کتاب فروشی به نوعی آرزوی دیرینه من بود.زیستن و بودن در کنار افرادی که سرشان به تنشان می ارزد.اما هر چیزی بهایی دارد.در عوالم رویا حساب این را نکرده بودم که وقتی صبح بروی و خسته بیایی،دیگر جایی و تاب و توانی برای شب زنده داری نیست.باور کنید نمی توانم بگویم چقدر بی تاب شب زنده داری های ناتمام و فیلم دیدن ها و کتاب خواندن ها هستم.بر روی میزی که خودم ساختم،و کتاب هایی که دوستشان دارم و خلاصه هر چیزی که ساخته دست خودم است.این بار دیگر بر من اثبات شده که در کنار خیال پردازی های گاه و بیگاه،سویه تاریک دیده نشده اش را هم مدنظر داشته باشم.


با این حال من سخت راضی ام و روی هم رفته وجه مثبت اش ،شدیدا بر روی منفی اش می چربد.یکسال آینده را می خواهم بخوانم و بخوانم و بدانم.برنامه ی ِ کاری ِ  دیگری در کار نیست


پ.ن:کتاب روی میز عنوانش هست "سی و دو هزار سال تاریخ هنر" نوشته "فردریک هارت".کتابی - بی اغراق - شگفت انگیز که هر باز هنگام تورق اش مو بر تن سیخ شد.یک کلام محشر.اگر روزی قرار باشد در جزیره ای تعداد محدودی کتاب داشته باشم یکی از آنها این یکی ست


پ.ن.2:چقدر این عکس باحاله [کلیک]