شصت و چهارمین خواب - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 24 آبان 1390 @ 14:11

شصت و چهارمین خواب

با جدی تر شدن بحث حمله نظامی به ایران، کم کم بحث هایی با مضمون مشابه جای پای خود را به بحث های گروهی ما نیز باز می کند.نگرانی اول بدین جهت که جدای از اینکه لطمات جدی به خاک و احساس نسبت به آن می زند،این بیم را دارد که آینده را تیره و تار جلوه می دهد.نگرانی دوم (خاصه برای ذکور جماعت) ترس کشیده شدن و رفتن اجباری به جنگ با نیروهای خارجی باشد.در چنین شرایطی بررسی اینکه در صورت وقوع چنین جنگی،تکلیف ما چه خواهد بود،ضروری می نماید.


نظر شخص خود ِ من بر روی فرار از هر گونه جنگ و هیچ گونه مقاومتی نکردن مساعدتر است.این طور که از ظاهر کــــُـــری خواندن های طرفین پیداست،مسئله دعوا بیشتر به جهت ماجراجویی های ایران در انرژی هسته ای و صحنه سیاسی خاور میانه ست.پیداست که مراد از ایران حکومت و یا در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی ست و باز اگر مجاز به این فروکاست باشیم،در صورتی رخ دادن جنگ،دعوا بیشتر بر سر آرمان ها و حرکات جمهوری اسلامی و کسانی ست که ادعای نمایندگی از جامعه جهانی را دارند.


من به عنوان شخصی که هیچ گاه در این حاکمیت احساس شهروند بودن نکرده ست و بر این گمان بوده که رفتارها و سیاست ها بیشتر بر روی منفعت و خواست گروه حاکمیت استوار بوده تا نفع ملت،خیلی آرام و آهسته پای خود را از این جنگ کنار خواهم کشید.دیگران آزادند که چنین چیزی را به عنوان ترس و بزدلی تعبیر کنند.



آن سوی قضیه هم به نظر چندان تیره و تار تر از حال به نظر نمی رسد.تردیدی نیست که در صورت بروز جنگی بزرگ،اولین چیزی که سقوط می کند طبقه حاکم است و چنین چیزی می تواند جدای از آشوب ها،هجرت کلان برخی از مردم را به همراه داشت باشد.دو نکته:یک اینکه به نظر نمی رسد که وضعیت فعلی هم چندان سامان مند باشد،نکته دوم اینکه همین حالا هم بیش از چهار میلیون نفر از مردم این خاک به دلیل برخی محدودیت ها به تبعیدی خودخواسته و یا اجباری تن داده اند،حتی بر فرض استیلای نیرویی بیگانه می توان تصور کرد که برخی از محدودیت ها رفع خواهند شد و با بازگشت برخی،قدر مطلق مهاجران از این بیشتر نخواهند شد.استیلای انگلستان بر هند،آنچنان هم که تصور می شد تیره و تار نبود و برخی از رفتارهای مدرن بیرتانیا مآب را در آن کشور نهادینه کرد.شاید چنین چیزی به وهم شبیه باشد،ولی گمان نمی کنم که حمله ایالات متحده و باقی شرکا به افغانستان و عراق و... ضرری بسیار بیشتر از طالبان و صدام به آن کشورها می زد.ناتو و لیبی که جای خود دارد.


البته بررسی بند آخر نیاز به این دارد که بیشتر بر رویش فکر کنم،ولی برای بسیاری از شهروندان این خاک که مطرود طبقه حاکم هستند،آیا روی کار آمدن مشی حکومتی ِ دیگری،وضع را باز هم بدتر می کند؟


نمی دانم.