صد و شش - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 7 تیر 1391 @ 15:17

صد و شش

زمانی بر جامعه شناسی دین خرده می گرفتند که با پرداخت عینی به دین و مسائل مربوط به آن،قداست زدایی می کند و اعمال و باورداشت های مذهبی را ممکن است سست کند و.... با چاپ و انتشار پژوهش ها و تاملات جامعه شناسان دینی و نظر افکندن در آنها،اهل منبر خارجیون دستشان آمد " اِ که این طور" و گوشی دستشان آمد که بهتر است که رفتار خود را با توجه به وقایع اجتماعی پیرامون تنظیم کنند.به هر حال آن گونه که تاریخ نشان داده،دین و نگاه به دین و نهاد های مربوط به آن این گونه نیستند که از صبح ازل تا شام ابد یکسان بمانند و صد البته  دستخوش تغییر می شوند،حالا چه از درون نهاد ها و ارائه قرائت های نوین و چه ضرب و زور نیروهای اجتماعی.


آدمی ست و میل دارد خود را گــنده تر از آنچه هست نشان بدهد، عوام مدعی اند که در جامعه هستند و شناخت قابلی از آن دارند،اما آن طور که اهل فن میگویند قضیه به همین سادگی ها هم نیست که انتظار می رود.بر سبیل مقدمه،هر فرد در غالب موارد جذب گروه ها و نهادهایی می شود که از لحاظ فرهنگی بدان نزدیک است و زمان سخن گفتن از پدیده های اجتماعی،غالبا ً بده همان چیزی هایی که دیده و برایش ملموس بوده اقتدا می کند،و مشخص است که با نمونه آماری ناقص و چیره دست نبودن در تبیین اش،سمت گیری (bias) اجتناب ناپذیر می شود.به همین جهت مانند باقی پیشه ها در مدرنیت،بهتر آن است که کند و کاو و پنداشت در دل جامعه به اهلش سپرده شود و هر کسی مشاهدات خویش را مصداق آنچه در جامعه می گذرد، نگیرد.


  همانا  آخوندون وطنی هم عنایتی به نتایج همان علومی که قصد ویران کردنش را دارند،داشته باشند.آن اخوی روحانی که فعالیت روزانه اش این است که وضویی بگیرد و نمازی به بدن بزند و منبری برود و مقادیری مفاتیح الجنان و هشت هیکل و ... بخواند،بد نیست که به ریش نگیرد که آنچه که دور و بر خود در مسجد می بینند عین جامعه ست و همه از همان سنخ هستند.در کنار دغدغه های مهمی نظیر رعایت فاصله شرعی می شود گوشه چشمی به پدیده های اجتماعی داشت.


دین یکی از همان چالش های حاق امروز ماست.در عهد بوق شاید مهم ترین ارگان جامعه که عرصه فرهنگ را قبضه کرده  خودش بود،امروزه و با پیچیده تر شدن جوامع درست به همان سان که تاثیر گذار است تاثیر پذیر هم هست.زور تغییرات اجتماعی بیشتر از آن است که چیزی جلودارش باشد،بهتر آن است حالا که اهل منبر نفوذی بر کمیتی از اهل این دیار دارند،خود دست به کار شده و ببینند در جامعه چه خبر است،وگرنه دست آخر که اصل ماجرا پاسخ گو نیست و ممکن است به تاریخ بپیوندد،در حالی که روحانی همچنان با چشمان بسته و گوشهایی که پژواک صدای خودش را می شنود،حرف خودش را می زند