133:مـــــَــرد قابل - مترجــم دردها
X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 7 آبان 1391 @ 00:09

133:مـــــَــرد قابل

شنیدن خبر درگذشت «احمد قابل» اندوهگینم کرد.او نیز مانند دیگر کسانی که «روشنفکر دینی» نامیده می شوند عمری برچسب خورد،ناسزا شنید و نه از طرف مردمی که جوشش را می زد شناخته می شد ونه مخالفین فکری اش،گلویش هم زیر چکمه ی ِ قدرت حاکمیت.


البته این بدان معنا نیست که من از مریدان فکری اش باشم و یا حتی هرگز جدی درگیر اندیشه اش شده باشم.فارغ از بحث های ِ دراز شناختی،وجه عملی ماجرا برای من بیشتر ارزش داشته و دارد.آن چنان که من دریافتم او و افرادی نظیر عبد الکریم سروش و مصطفی ملکیان و شبستری و... تاثیر زیادی در اندیشه ی ِ بسیاری از مومنان ِ جوان دارند و غالبا ً دوست داران اندیشه ایشان هم با بسیاری از خواسته های جهان نوین روی خوش دارند و هم نسبت به استبداد و خصم نهفته در حاکمیت عناد.


فوت او ضربه ی ِ محکمی بر پیکره روشن فکری دینی بود،اقلیتی که همه جوره تحت فشار است،بی آنکه دریافتی داشته باشد.


پ.ن:وصیت نامه ای که نقل است از اوست

پ.ن.2:متن آخر جناب  «سید عباس سید محمدی»